
جدول بسیار جالب و مفید فوق را آقای جواد اسدی از کتاب " سرگذشت موسیقی ایران " و از " اینتر نت " گرد آوری کرده اند

جدول بسیار جالب و مفید فوق را آقای جواد اسدی از کتاب " سرگذشت موسیقی ایران " و از " اینتر نت " گرد آوری کرده اند

(( غلامحسین درویش )) استاد موسیقی و فرزند (( حاجی بشیر طالقانی )) در سال 1251 ه ش درتهران متولد شد.
پدرش به نواختن سه تار آشنا بود و همین آشنایی وی را بر آن داشت تا غلامحسین را به مدرسه (( دارالفنون ))بفرستد تا موسیقی یاد بگیرد .
غلامحسین در 11 سالگی به شعبه موزیک دارالفنون راه یافت و نزد معلمان فرانسوی خط موسیقی و نواختن طبل کوچک و شیپور را آموخت .
تکیه کلام پدر به هنگام اسم بردن از دوستان کلمه درویش بود . دوستان نیز او را غلامحسین خطاب می کردند به طوری که بعدها نام خانوادگی او شد .
درویش مدتی در دسته موزیک (( ملیجک )) (عزیز السلطان ) طبل کوچک می نواخت .
از ویژگیهای موسیقی درآن زمان دوگانه بودنش در جامعه بود : گروهی نوازندگان موسیقی سرگرم کننده بودند و آهنگهایشان در میان مردم عادی رایج بود و در مراسم جشن و سرور استفاده میشد اما گروه دوم موسیقیدانان جدیو ردیفدان بودند و هنرنمایی ایشان به طبقات ممتاز تعلق داشت و نوازندگان معروف زمان در دربار رفت و آمد داشتند.
غلامحسین خان که از موزیکچی های ملیجک و کامران میرزا شده بود امکان شنیدن موسیقی گروه دوم را در دربار یافت و علاقه خاصی به تار پیدا کرد و از پدر خواست تا امکان آموزش او را فراهم آورد.
پس از مدتی به کلاس موسیقی (( آقا حسینقلی )) رفت و تار و سه تار آموخت و به دستگاه (( شعاع السلطنه))( پسر مظفرالدین شاه و والی فارس ) راه یافت و با او به شیراز رفت و در همانجا ازدواج کرد ثمره این ازدواج دختری به نام ( قمر ) بود .
درویش خان برای جبران کمبود مستمری و امرار و معاش ناچار شد دعوت سایر بزرگان را برای اجرای موسیقی پذیرفت و به همین سبب مورد غضب شعاع السلطنه قرار گرفت . او دستور داد انگلستان دست درویش را قطع کنند(( کمال السلطنه )) ( پدر ابوالحسن صبا و از دوستان درویش خان ) نزد والی وساطت کرد و او را از این سرنوشت وحشتناک نجات بخشید .
چندی بعد درویش در تهران در منزل خود کلاس دایر کرد . شعاع السلطنه فراشی را فرستاد تا درویش را مجبور به بازگشت به شیراز کند ولی درویش از چنگ او فرار کرد و به دوستش ( که سرایدار سفارت بریتانیا بود ) پناه برد.
سرایدار در فرصت مقتضی او را به سفیر بریتانیا معرفی کرد. درویش با نواختن چند نغمه اروپایی با تار به همراهی پیانوی خانم سفیر موفق به جلب نظر آنان و اخذ نامه ای از سفارت به شعا السلطنه شد که تقاضای آزادی او را کرده بودند و با آن نامه از شر مزاحمت شعاع السلطنه خلاص شد.
بعد ها درویش رئیس ارکستر (( اخوان صفا )) شد و در انجمن (( اخوت )) با ابتکاری جالب (( پیش در آمد ))را ابداع کرد . آثار او برخی تابع سنت و بخشی تحول یافته بود . پیش در آمد های او ویژگیهایی داشت که تا آن زمان بی سابقه بود .
او دو سفر برای ضبط صفحه به خارج از ایران کرد . در سفر اول با شهردار و طالهرزاده و رضا قلی خان و هنگ آفرین و باقر خان رامشگر و اسد الله خان و اکبر خان فلوتی از راه روسیه به لندن رفت . در سفر دوم هم به اتفاق باقر خان و طاهرزاده و اقبال السلطان و دوامی به تفلیس رفت . به علت تقارن با جنک جهانی اول فقط 2 صفحه به ایران آورده شده است .
درویش خان پس از دایر کردن کلاس های خود شاید این نخستین کلاس خصوصی است که واجد مقررات و نظم خاصی بوده است .
شاگردان دوره هایی را طی میکردند و در پایان دوره ی آخر به اخذ گواهی نامه موسیقی مدال تبرزین از دست استاد خود نایل می گشتند.
در این کلاس ها وی اولین کلاس موسیقی برای خانمها دایر کرد که خواهرش نیز در آنجا نوازنده تار بود .
تا آنجا که نگارنده میداند افراد ذیل ( که بعدها هر یک شخصیت بر جسته ای در موسیقی شده اند ) افتخار شاگردی این هنرمند بزرگ را داشته اند :
**کلنل علینقی وزیری که به اخذ مدال طلائی تبرزین نایل گشته است.
**مرتضی نی داود که مقام خلیفگی کلاس را داشت و به دریافت گواهی نامه
و مدال طلای تبرزین توفیق یافته است .
**موسی معروفی که به اخذ مدال طلای تبرزین نایل آمده است .
**حسین سنجری
**یحیی زرپنجه
**سعید هرمرزی
**ابوالحسن صبا
درویش خان در موسیقی مبتکر و صاحب سبک بوده و تار و سه تار را نیکو می نواخت.
مهمترین کار وی نو آوری و پویایی او در جهت اعتلای موسیقی ایرانی بود و برترین ویژگی او تاثیرش بر تکامل سازها و فرمهای موسیقی ایرانی است که نبوغ سر شار او نشان می دهد.
قبل از او تار 5 سیم داشت : 2 سیم سفید و دو سیم زدر و یک سیم بم .
درویش خان یک سیم سفید هم بین سیم زرد و بم اضافه کرد و آن را (( سیم شش )) نامید.
این کار باعث کاملتر شدن صدای تار شد و تنوع جدیدی در انواع کوک به وجود آورد .
درویش خان رنگها و تصنیفها و برخی قطعات مانند (( مارش )) و (( پولکا )) ساخت که موسیقی را از یکنواختی بیرون آورد .
و در آخر در غلامحسین درویش خان در شب دوم آذر 1305 هنگامی که شبانگاه با درشکه از خیابان امیریه به طرف شما میرفت با اتوموبیل تصادف کرد و در بیمارستان نظمیه بر اثر ضربه مغزی در گذشت و در مقبره (( ظهیر الدوله )) ( در راه دربند ) به خاک سپرده شد .
وی به هنگام مرگ تنها 34 سال داشت و موسیقی ایران بسیار زود نابغه ای را از دست داد .
می توان گفت که درویش خان یکی از اولین قربانیان اتوموبیل در ایران است .
منابع استفاده شده در این تحقیق :
1- شرح زندگانی استاد غلامحسین درویش نوشته : حسینعلی ملاح
2- سرگذشت موسیقی ایران نوشته : استاد روح الله خالقی
باتشکر از حمیدرضا آفریده
محمدرضا لطفي نوازنده تار و سه تار، مدرس ، محقق و مولف به تشويق برادر بزرگ خود آموزش تار را آغاز نمود و در سال 1342 استعداد خود را در اين زمينه با کسب جايزه نخست درجشنواره موسيقيدانان جوان نشان داد. پس از اتمام دوره تحصيل در سال 1343 به تهران آمد و به محضر حبيب الله صالحي و علياکبرشهنازي راه يافت و در کلاسهاي شبانه هنرستان موسيقي با مکتب وزيري و تئوري موسيقي غربي آشنا گرديد که حاصل آن همکاري با ارکسترهاي هنرستان و صبا بود که زير نظر حسين دهلوي اداره ميشد. ورود به دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران و آموزش رديف ميرزا عبدالله با نورعلي خان برومند سر آغاز نويني براي حضور بيشتر در اين عرصه بود.
لطفي رديف آوازي و تصنيف قديمي را نزد عبدالله دوامي و سه تار را نزد سعيد هرمزي آموخت. او پس از تاسيس مرکز حفظ و اشاعه موسيقي راديو و تلويزيون ايران با مديريت فني برومند در جشن هنر شيراز شرکت کرد که حاصل آن احياي مکتب سيد حسين طاهرزاده بود.

محمدرضا لطفي به مدت سه سال به عنوان مربي آموزشي با کانون پرورش کودکان و نوجوانان و دو سال در مرکز گردآوري و شناخت موسيقي راديو و تلويزيون به همکاري پرداخت. او از سال 1353 به همکاري با راديو ايران و گروه موسيقي دانشگاه تهران مشغول گرديد و طي اين مدت گروه شيدا را پايه گذاري نمود که حاصل آن بازسازي آثار شيدا ، عارف ، درويش خان ، رکن الدين مختاري و...بود. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي به مدت يکسال و نيم سرپرستي دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران را عهده دار بود و در همين سالها به اتفاق حسين عليزاده و ساير همکاران گروه شيدا و عارف، کانون فرهنگي هنري چاووش را تاسيس كرد که حاصل اين فعاليت 9 نوار موسيقي چاووش است.

لطفي به دعوت فونداسيون چيني و نيز براي شرکت در يک سمينار راهي ايتاليا گرديد و کنسرتهايي را در شهر رم ، فلورانس ، بلدنيا ، بادوا و ... اجرا نمود. او در سال 1364 با مهاجرت به خارج از کشور دور تازهاي از فعاليتهاي هنري خود را آغاز نموده است و با تاسيس مراکز فرهنگي و هنري شيدا در کشورهاي مختلف و برگزاري کنسرتها و سمينارهاي گوناگون ، به شناساندن موسيقي قديمي ايران مبادرت مي ورزد.

ازجمله آثار فعاليتها و کنسرتهاي وي ميتوان به تصنيف هاي " بميريد بميريد" ، " به ياد عارف " ، "داروک" ، "ناز ليلي"،"کوچه سار شب" ، "کنسرت نوا "(جشن هنر شيراز) ، کنسرت راست پنجگاه ( جشن هنر شيراز) ، کنسرت سه گاه (کنسرت طوس) ، بازسازي آوازهاي قمر ، بازسازي آثارگذشتگان ، به ياد درويش خان ، به ياد طاهر زاده ، موسيقي فيلم حاجي واشنگتن ، چاووش 1 (به ياد عارف) ، چاووش 2 (شب نورد) ، چاووش4 ، چاووش 6 ، چاووش 8 ، چاووش 9 آلبوم کتاب و صفحه گرامافون موسيقي آوازي ايران ( رديف عبدالله دوامي) ، نوارهاي رديف موسيقي ايران ( يادواره برومند) ، چشمه نوش ، رمز عشق ، پرواز عشق ، بسته نگار ، کنسرتهاي انفرادي در شهرهاي مختلف ايتاليا، کنسرتهاي متعدد در شهرهاي لس آنجلس ، ساتياگو ، سانفرانسيسکو ، شيکاگو، بوستن ، نيويورک و واشنگتن به همراهي حسين عليزاده و حسين عمومي ساخت دهها تصنيف و قطعه ضربي ديگر از جمله تصنيف حصار و پيش درآمد اصفهان ، تعداد زيادي بداهه نوازي در دستگاههاي مختلف ، کتابهاي " شور مادر دستگاههاست " ( منتشر نشده ) ، کتاب سال شيدا (چهار جلد ) و تعدادي مقاله و... اشاره کرد

او در سال ۱۲۷۶ شمسی در تهران به دنیا آمدو در نوجوانی تا ۱۴ سالگی از تعلیم پدر برخوردار بود
و پس از درگذشت او نزد عمویش میرزا عبدالله و درویش خان به فراگیری تار پرداخت.علی اکبر خان
پس ازدرگذشت عمویش کلاس آموزش موسیقی تاسیس کرد. در حدود سالهای ۱۳۰۰ شمسی
معروفترین نوازنده تار بود و تمام محافل هنری نامش به احترام می بردند.
نخستین صفحه ای که از تار او ضبط شده مربوط به سال ۱۲۹۱ شمسی است.
چراغ عمر جسمانی استاد در سال ۱۳۶۳ خاموش شد. اما مشعلی که از او برافروخته شد تا ابد
روشن است.
استاد شهنازی شگرد خاصی در تار نوازی دارد ... در کار او ریزه کاریها وپیچ و خم های تکنیکی توامان
زیبایی و قدرت بالای نوازندگی او را بیان می کند.او از همه ی امکانات فنی تار بهره می گیرد. پرش های
پیاپی از پایین دسته به بالای دسته ی تار و خط سیر نغمه ها با فاصله های بزرگ شیوه خاص او را
مشخص می کند.
به زودی تکمیل می گردد